رویداد نوجوانان بدون مرز شهرکرد
( این روایت توسط خود عزیزان نوشته شده است و به انضمام تصاویر است. انضمامات ویدئویی در بخش دوم موجود است و از اینجا میتونید ببینید)
✨باسمهتعالی✨
داستان نوجوانان بدون مرز از یه روز خاص شروع شد. (۱۲ آبان ۱۴۰۳) همون روزی که امام جامعه، خطابش رو به جوان و نوجوان ایرانی فرمود.
یه پیام پر از مسئولیت، پر از امید، و پر از حرکت.
فرمان روشن بود: باید دنیا رو بیدار کنیم.
باید یه حرکت جهانی راه بندازیم علیه ظلم و استکبار.
و کی بهتر از ما؟
جوانها و نوجوانهای این سرزمین که همیشه اول صف بودند و هستند.
نگاه آقا به بچههای ایرانی متفاوته، خیلی خاصه. .رو ما حساب ویژهای باز کرده، و این یعنی وقتشه که بگیم:
“ما آمادهایم”
اولین جرقه از یه شهر کوچیک اما پرغیرت بلند شد:
اردل.
اونم فقط دو روز بعد از پیام آقا!
#دختران_پیشران اردلی، بیهیاهو ولی محکم، وارد میدان شدن…
انگار یه سنت خداییه که حرکتهای بزرگ، از دل مستضعفین، از دل دلهای پاک، از جاهایی شروع بشه که کمتر کسی روشون حساب میکنه.
ولی خدا حساب میکنه!
این دخترای قهرمان، دو ساله با رویدادهای #قیام_جوانان برای حل مشکلات شهر و منطقهشون تلاش میکردن.
اما اینبار فرق داشت. یه ماموریت جهانی بود!
باید دنیا رو صدا میزدن. فقط یه چیز لازم بود: همت بلند به وسعت عالم.
خدا خیر بده امام جمعه پایکار اردل رو که نذاشت دل بچهها تنها بمونه. وقتی نگاه یه امام جمعه، افق تمدن اسلامی رو ببینه، راهبریش هم فرق داره.
با هدایت حاجآقا، بچهها یکییکی دور هم جمع شدند. قراری شد برای همافزایی، برای تصمیمهای بزرگ.
و مثل همیشه، رفقای مشهدی اومدن وسط میدون
پیشگام و بااخلاص. و بعدش یکییکی نورها روشن شد:
لردگان، بهبهان، همدان، لرستان، نیشابور، قم، تهران، بافق، آبادان، اصفهان و…
یه شبکه از دلهای مشتاق، آماده برای انجام یه ماموریت جهانی!
با تجربه قوی مشهد تو رویداد #قهرمان_محله، همه چیز سریع و جدی شد. زحمتهای آشیخ علیرضا یوسفی دو برابر شد.
و حالا وقتش بود…
اعتکاف!
موجی از انتظار، عرفان و مبارزه با طاغوت.
رفقای مشهد طراحی بومها رو انجام دادن، تیزرها آماده شد، تا اینکه شبکه قرآن هم ماجرا رو رسانهای کرد.
و نتیجه چی شد؟
حدود ۳ هزار گروه ایدههاشون رو فرستادن
گفتن چطور میخوان با نوجوانهای دنیا ارتباط بگیرن…
ولی ما میدونستیم این فقط قدم اوله
۳ هزار ایده؟
خیلی خوبه، اما هنوز نمیدونستیم کدوم گروهها واقعاً اهل عملند…
قرار شد این اتفاق، در مناسبتهای مختلف تکرار بشه.
فرمان روشن بود:
به راه انداختن یک حرکت عمومی علیه استکبار، با ارتباط دادن نوجوانان و جوانان ایرانی با همتایان خودشون در خارج از کشور.
اما نمیدونیم چرا این پیام اونطور که باید، شنیده نشد!
یا شاید هم شنیده شد، اما خیلیها نمیدونستن باید از کجا شروع کنن و چه کاری انجام بدن.
اینجا بود که یه گروه از رفقا تصمیم گرفتن عزمشون رو جزم کنن؛ گفتن حتی اگر شده فقط برای رسیدن به یک الگو، باید این پیام رو منتقل کنیم و بقیه گروهها رو هم وارد میدان کنیم.
ارتباطها جدیتر شد؛ گاهی با تماس و گفتوگو با حلقههای میانی قبلی، و گاهی هم با سفر و حضور در شهرهای مختلف برای پیدا کردن حلقههای میانی جدید و فعال.
کمکم خبرهای خوبی از گروهها میرسید.
نه!
هنوز به سه هزار گروه اعتکاف نرسیده بودیم.
اما بیش از ۳۰۰ نوجوان، بهتدریج همدیگه رو پیدا کرده بودن و تجربههاشون رو با هم به اشتراک میذاشتن.
تا اینکه بخشی از گزارش فعالیتها توسط امام جمعهی اردل، در جلسهای خدمت رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور ارائه شد.
واکنش ایشون ترکیبی بود از شور و تعجب؛
شاید باور نمیکردن این حرکت، اونهم با این سرعت، توسط خود بچهها شکل گرفته باشه.
در ادامه، به دبیرکل اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشآموزان گفتند که با این رفقا ارتباط بگیره؛
شاید بشه این مسیر رو به یک الگوی اجرایی برای اتحادیه تبدیل کرد.
چند ماه کار و رسیدن به تجربیات متعدد، از یه طرف؛
و از طرف دیگه، نیازهایی که در گروهها شکل گرفته بود، باعث شد رفقا به فکر طراحی یک رویداد ملی بیفتن.
هم برای جمعکردن نوجوانهایی که خودشون چند ماه وسط میدان بودن، و هم برای ارائهی یک الگوی قابل ارائه به آدمهای مؤثر.
و اینطوری بود که ایدهی رویداد ملی نوجوانان بدون مرز شکل گرفت.
وقتی موضوع رو با حاجآقای حاجعلیاکبری مطرح کردن، با آغوش باز پذیرفتند.
اول قرار شد رویداد در تاریخ ۲۰ و ۲۱ فروردین برگزار بشه، اما بهخاطر برنامههای دیگهی حاجآقا، تاریخ جابهجا شد و به ۲۷ و ۲۸ فروردین ۱۴۰۴، در شهرکرد منتقل شد.
از اینجا به بعد، تازه دویدنها شروع شد…
از دعوت مهمانها از شهرهای مختلف گرفته، تا پیگیری اسکان، تأمین غذا، مدیریت هزینهها و کلی کار دیگه…
اما یکی از چالشهای اصلی این بود که:
این جمع نوجوانان دختر برای چه برنامهای و از طرف چه نهادی باید دعوت میشدن؟
ما نه سازمان رسمی بودیم، نه نهاد دولتی!
از اون طرف، تأمین هزینههای رویداد خودش یه ماجرای جدا بود. اما هیچکدوم از این مسائل، مانع اراده و همت رفقا نشد.
جلسات متعدد، چه مجازی چه حضوری، در تهران و شهرکرد برگزار شد؛ و بالاخره، روز موعود از راه رسید…
رویداد نوجوانان بدون مرز شهرکرد

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟